چرا سایپا با وجود زیان و بحران، هنوز مشتری دارد؟ پشت پرده جذابیت جاده مخصوص
سایپا در شرایطی دوباره روی میز واگذاری قرار گرفته که از یکسو با زیان، بدهی، کمبود نقدینگی و مشکلات ساختاری دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر، همچنان نام مجموعههای مختلف برای تصاحب آن مطرح است. این تناقض یک پرسش جدی ایجاد میکند: اگر سایپا چنین وضعیت اقتصادی دشواری دارد، چرا هنوز برای برخی جذاب است؟ پاسخ شاید فقط در صورتهای مالی سایپا نباشد، بلکه در ارزش پنهان داراییها، قدرت مدیریتی، بازار، شبکه تأمین و منافعی باشد که کنترل دومین خودروساز کشور میتواند برای مالک جدید ایجاد کند.
به گزارش رکابآنلاین، سایپا امروز الزاماً به دلیل سودآوری جذاب نیست، آنچه خریدار احتمالی به دست میآورد، فراتر از چند صورت مالی و ترازنامه است. کنترل یک بنگاه استراتژیک، برند شناختهشده، کارخانهها و داراییهای ملکی، شبکه فروش و خدمات پس از فروش، شرکتهای زیرمجموعه، زنجیره تأمین و سهم قابل توجه از بازار خودرو بخشی از جذابیت این معامله است.
اما در این میان یک ابهام اساسی وجود دارد؛ منافع واقعی خریداران چیست؟ آیا متقاضیان واقعاً با هدف اصلاح ساختار، سرمایهگذاری و توسعه سایپا وارد این رقابت شدهاند یا تصاحب کنترل این خودروساز، منافع دیگری برای آنها ایجاد میکند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم در اقتصاد ایران، مالکیت یک بنگاه بزرگ صنعتی فقط به معنای کسب سود مستقیم نیست، دسترسی به بازار، زنجیره تأمین، قراردادهای بزرگ، شرکتهای تابعه، داراییهای ارزشمند و قدرت چانهزنی اقتصادی نیز میتواند بخشی از منافع پنهان چنین معاملهای باشد.
از همین منظر، ابهام درباره هویت و ساختار واقعی برخی متقاضیان، منابع مالی آنها و ارتباطات احتمالیشان با زنجیره قطعهسازی و سایر بنگاههای اقتصادی اهمیت پیدا میکند. پرسش این است که خریدار سایپا دقیقاً چه چیزی را میخرد و قرار است از این خرید چه چیزی به دست آورد؟
در چنین شرایطی، خصوصیسازی زمانی میتواند قابل دفاع باشد که مشخص شود خریدار برای خلق ارزش جدید وارد شده است، نه صرفاً برای تصاحب ارزش موجود. اگر هدف، افزایش تولید، توسعه محصول، صادرات و اصلاح ساختار باشد، واگذاری میتواند فرصتی برای نجات سایپا باشد؛ اما اگر انگیزه اصلی دسترسی به داراییها، بازار، شرکتهای زیرمجموعه یا قدرت در زنجیره تأمین باشد، خطر تبدیل انحصار دولتی به انحصار خصوصی جدی است.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که «چه کسی سایپا را میخرد؟»؛ باید پرسید «چه کسانی از خرید سایپا منتفع میشوند و این منافع از کجا تأمین خواهد شد؟» اگر این پرسشها پیش از واگذاری پاسخ داده نشود، خصوصیسازی سایپا ممکن است نه اصلاح ساختار صنعت خودرو، بلکه صرفاً تغییر صاحب قدرت در جاده مخصوص باشد.
