واگذاری سایپا در میانه جنگ روایتها؛ چرا رقبا یکدیگر را نشانه میروند؟
واگذاری سایپا در حالی به یکی از مهمترین پروندههای صنعت خودرو تبدیل شده که همزمان با رقابت متقاضیان، روایتهای متفاوت و گاه متناقضی درباره توان مالی، اهلیت و آینده برخی خریداران احتمالی منتشر میشود، فضایی که تشخیص مرز میان خبر، تحلیل و فضاسازی رقابتی را دشوار کرده است.
به گزارش رکابآنلاین، هرچه رقابت برای خرید سایپا جدیتر میشود، اخبار و روایتهای منتشرشده درباره متقاضیان نیز افزایش یافته است، گاهی یک مجموعه گزینهای جدی و برخوردار از توان مالی و مدیریتی معرفی میشود و کمی بعد، روایتهایی درباره ضعف مالی، نداشتن اهلیت یا حتی کنار رفتن همان مجموعه منتشر میشود. در چنین شرایطی، خودِ خبر میتواند بخشی از رقابت باشد.
در معاملهای با این ابعاد، انتشار خبر درباره توان مالی، سابقه صنعتی، منابع تأمین مالی یا احتمال حذف یک رقیب میتواند بر فضای تصمیمگیری و افکار عمومی اثر بگذارد. به همین دلیل، نمیتوان همه روایتهای منتشرشده را صرفاً خبر تلقی کرد، بهویژه زمانی که نتیجه نهایی ارزیابیها از سوی مرجع رسمی اعلام نشده است.
موضوع «اهلیت» نیز به یکی از نقاط حساس این پرونده تبدیل شده است. اگر یک متقاضی فاقد توان مالی یا مدیریتی است، باید مرجع رسمی و معیار مشخصی برای اعلام آن وجود داشته باشد، همانطور که درباره تعارض منافع یا توان اداره سایپا نیز باید معیارها روشن باشد. در غیر این صورت، هر متقاضی میتواند روایت خود را بسازد و رقیب نیز روایت دیگری در مقابل آن قرار دهد.
در این میان، نقش بازیگران رسانهای و عوامل بیرونی را نیز نباید نادیده گرفت. در پروندهای که پای مالکیت و مدیریت یکی از بزرگترین خودروسازان کشور در میان است، طبیعی است که گروههای مختلف ذینفع تلاش کنند بر فضای رسانهای و برداشت افکار عمومی اثر بگذارند. البته تشخیص اینکه هر خبر از چه مسیری تولید یا تقویت شده، بدون سند ممکن نیست، اما وجود چنین فضایی، اهمیت راستیآزمایی اخبار را دوچندان میکند.
از سوی دیگر، جذابیت سایپا فقط به صورتهای مالی امروز آن محدود نمیشود. خریدار احتمالی به مجموعهای از داراییها، ظرفیتهای تولید، شبکه فروش و خدمات پس از فروش، شرکتهای زیرمجموعه، زنجیره تأمین و سهم قابل توجهی از بازار خودرو دسترسی پیدا میکند. بنابراین رقابت برای سایپا صرفاً رقابت بر سر خرید یک شرکت نیست، رقابت بر سر کنترل یک موقعیت بزرگ صنعتی در بازار خودرو است.
در چنین شرایطی، مهمتر از اینکه کدام متقاضی روایت قویتری در رسانهها دارد، این است که ادعاهای مطرحشده تا چه اندازه قابل اثبات است. شفاف بودن معیارهای اهلیت، منابع مالی، تعارض منافع و مبنای انتخاب خریدار میتواند مانع آن شود که فضای رسانهای جای فرآیند کارشناسی را بگیرد.
واگذاری سایپا زمانی میتواند یک خصوصیسازی واقعی تلقی شود که نتیجه آن نه محصول جنگ روایتها، بلکه حاصل یک فرآیند شفاف، قابل راستیآزمایی و مبتنی بر توان واقعی خریدار باشد، وگرنه ممکن است سایپا از یک مالک به مالک دیگری منتقل شود، اما ابهام درباره اینکه چه کسی، با چه توان و چرا انتخاب شد همچنان باقی بماند.
